سلبریتی ها، بازی در تبلیغات تجاری، اظهار نظر غیراخلاقی و غیرشرعی و جمع آوری کمک به زلزله زدگان: فقه کارآمد کجاست؟

فقه
سلبریتی

#1

فقه کارآمد، فقهی است که سر از مسائلی که صدها هزار بار آن را مباحثه کرده و بر آنها صدها بار حاشیه زده است، بیرون آورده و به درد و فریادهای دردمندانه جامعه اش توجه کند. وگرنه تکرار احکام عبادات و معاملات در فقه، آیا توانسته است گره ای از مسائل کشور باز کند؟ در خصوص فساد دولتی و فساد افراد منتسب فامیلی و خویشاوندی به مدیران حکومتی و دولتی، قبل تر گفته شد که فقه باید تئوری خود را برای کنترل آنها بیان کند. برداشت نگارنده از آیه شریفه یا نِساءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضاعَفْ لَهَا الْعَذابُ ضِعْفَیْنِ این است که علت مهمی که عذاب زنان پیامبر در صورت اشتباه و خطا، با مقیاس و عذاب سایرین وزن نمی شود این است که آنان منتسب به شخص اول حکومت دینی هستند و آبروی حکومت با گناه آشکار آنان خواهد ریخت. تضعیف ذهنیت مردم در مورد حکومت و ایجاد تصویری تیره و آلوده از آن، موضوعی نیست که اندیشه اسلامی آن را تاب بیاورد. این یک مسئله مهمی است که فقه کارآمد باید به آن پاسخ دهد و مشخص کند که متخلفین منتسب به حکومت دینی را باید چگونه و چه اندازه مجازات کرد. نه این که دزدان هر چه به مدیران و مرکز قدرت نزدیک تر باشند، با آرامش خیال بیشتری به کار خود مشغول باشند!

نمونه دیگری از موضوعات امروز جامعه که همچنان فقه ما به آن نپرداخته است، مسئله سلبریتی هاست. هر از چندگاهی صدای اعتراض برخی از سایت ها و صاحبان تریبون در خصوص اظهار نظرهای غیراخلاقی و غیرشرعی سلبریتی ها در می آید و پس از یک کشمکش رسانه ای، آتش شعله ور کشیده شده فروکش می کند و تا آمدن موج جدید حرف های ساختار شکنانه آنها به فراموشی سپرده می شود.

یک موقع مدافعان حرم و حافظان امنیت کشور را حافظان رژیم اسد و شهدای این مسیر را “جانباخته مدافع رژیم اسد” خطاب می کنند؛ دقیقا در ماه محرم دل نگران گرسنگان و زباله گردان می شوند و توصیه می کنند که آیا بهتر نبود پولی که برای مداحان و عزاداری هزینه می شود را به فقیران می دادیم! گاهی هم این طور در صفحه شخصی خود پیام می زنند: … به امید روزی که سیاست دست از سر ورزش بردارد و عمل جای شعار را بگیرد. ای کاش به فکر زیرساخت های ورزش، ساختن چند ورزشگاه آبرومند و توجه به ورزش های پایه این مملکت، از بین فقر، اعتیاد، بیکاری و … بودیم نه اتفاقات لبنان و سوریه و عراق… پاینده باید ایران و ایرانی. اخیرا هم گفته اند می‌خواهم 80 میلیون ایرانی نباشد، اگر خم به چشم بچه‌ام بیاید!
8777588-285
البته مداخله این قشر در جامعه محدود به اظهار نظرهای خارج از عرف و اخلاق نیست. در زمان انتخابات، هر یک از دو جناح به این افراد متمسک می شوند و تلاش می کنند تا با بهره گیری از نفوذ و مقبولیت آنها در بین مردم، آراء آنان را از آن خود کنند. اتفاق کمتر توجه شده در مورد سلبریتی ها در همراه کردن مردم با خود به زلزله کرمانشاه بر می گردد که بسیاری از آنها با اعلام شماره حساب خود از مردم درخواست کردند که پول های خود را برای کمک به مردم زلزله زده واریز کنند! این در حالی است که اخیرا معاون وزیر کشور با بیان اینکه هنوز اطلاعی از پول‌های جمع‌آوری شده از سوی سلبریتی‌ها برای زلزله‌زدگان کرمانشاه نداریم، گفته است: برخی از این افراد مقدار مبالغی را که جمع‌آوری کردند، حتی اعلام هم نکردند و گفته می‌شود برخی از آنها بدهکار بانکی بودند و بانک این مبالغ را برداشت کرده است!!!

سلبریتی ها معمولاً در فعالیت هایی مانند بازیگری، خوانندگی و ورزشکار در رشته های مختلف به ویژه فوتبال مشغول هستند و غالباً درآمدهای آنچنانی دارند. نکته جالب توجه این است که منبع درآمد این افراد تنها منحصر به فعالیت اصلی آنها نیست. به عنوان مثال یک فوتبالیست و یا یک بازیگر سینما و تلویزیون تنها از بازی فوتبال یا بازی در فیلم درآمد کسب نمی کند، بلکه شهرت انباشته او عامل بسیار مهمی است که حتی پس از دورانی که آنها پس از تمام شدن دوران اوج خودشان در فعالیت اصلی می توانند پول های گزافی را به جیب بزنند. منبع اصلی این درآمد تنها همان شهرت و معروفیتی است که در طول سال های گذشته کسب کرده است. مهم ترین جایی که از این شهرت بهره برداری شخصی می شود، عرصه تبلیغات تجاری است. امروزه بسیاری سلبریتی ها چه در دوران فعالیت شان و چه پس از اتمام آن، در صفحه تیزرهای تلویزیونی، بیلبوردها، تبلیغات مترو، تبلیغات در ویدئوهای اینترنتی، تبلیغ در صفحات شخصی خود و … به مخاطبین توصیه می کنند که محصول مشخصی را خرید کنند. کمتر مخاطبی است که درک نکند که چنین توصیه هایی نه از سر دلسوزی، بلکه به ازای قراردادهای هنگفت بسته شده شرکت تولید کننده با سلبریتی صورت می گیرد. شهرت ایجاد شده برای بازیگران تلویزیون و ورزشکاران تیم های دولتی، با بودجه دولتی و بیت المال ایجاد شده و این در حالی است که این ارزش افزوده ایجاد شده که سرمایه آن از بیت المال است، در راستای کسب منفعت شخصی به کار گرفته می شود. هر آنچه که سلبریتی بیشتر و بیشتر بتواند در جلوی چشم مردم باشد، اعتبار مجانی بیشتری را بدست می آورد.


در اینجا هدف تحلیل چرایی چنین اتفاقی در جامعه انسانی نیست که چطور می شود سلبریتی ها به چنین محبوبیت و قدرت نفوذی دست می یابند. بلکه هدف طرح این پرسش است که آیا آنان می توانند از این منبع که بخشی از آن نشات گرفته از هزینه های بیت المال است، به نفع شخصی خود استفاده کنند؟ آیا آنها می توانند از شهرت که به واسطه کار خود در موضوعی کاملا متفاوت نظیر بازیگری برای اظهار نظر سیاسی و دینی و تغییر افکار و نگرش های عمومی استفاده کنند؟ آیا تنها شهرت و شناخته شدن افراد برای ورود آنها در زمینه های مختلف جوازی صادر می کند؟ آیا آنها حق دارند به واسطه این شهرتی که بادآورده به دست آورده اند، خودخواهانه جامعه را تحت تاثیر قرار دهند؟ قدرت نفوذ ایجاد شده در آنها، طبیعی اتفاق نیفتاده است که همچون هر شهروندی حق اظهار نظر (البته در چارچوب قانون) را داشته باشند. تاثیرگذاری آنها بر جامعه شکننده امروز که هویت خود را در شبیه کردن به افراد مشهور می بیند، بر کنترل این رسانه ها تاکید دارد.

آنچه در اینجا گفته شد نه جواب مسئله است و نه همه سوال. تنها عنوان و سرفصلی است از یک سوال مهم که فقه نظام ساز باید به دقت زوایای تاریک آن را روشن کند و بعد به دنبال پاسخ به آن باشد.


#2

باسمه تعالی
خیلی ممنونم آقای دکتر

استفاده کردیم. و یاد این جمله معروف حضرت امام ره میافتم که فرموند:
فقه، تئورى واقعى و کامل اداره انسان از گهواره تا گور است.
ولی ما هنوز نتوانسته‌ایم به نحو مطلوب از آن در امور اجتماعی و اقتصادی بهره‌برداری کنیم.